گنجی که قرن‌هاست با خاک و خون، حفظ‌ شده

و اکنون صاحب آن منتظر توست ...

از حکایت یک جان‌فشانی بزرگ تا آغوش باز یک پدر مهربان و هدایتگر …

بنگر که چطور این گنج به تو رسیده؛

و چگونه می‌توانی از آن بهره‌مند شوی!!

صندوقچه میراث شیعه را باز کن!

جعبه‌ای که باز کردی یه میراث ارزشمند رو میخواد بهت یادآوری کنه!

یه گنج بزرگ که طلا و نقره در برابرش بی ارزشن .

میراثی که از پیامبر خدا به دستمون رسیده و پیام آور خوشبختی و سعادت ماست.

از اون میراثی حرف میزنیم که با رنج و خون و ایستادگی تا امروز حفظ شده تا به دست من و شما برسه.

میراثی که برای نگه داشتنش، درِ خانه وحی سوخت، و حضرت فاطمه‌ زهرا خودش رو سپر کرد تا اون نور خاموش نشه ؛

اون در سوخت، تا راه رسیدن به خوشبختی برای ما روشن بمونه

اون میراث چیه؟

میراثِ پیامبر خدا قرآن و امام‌زمان است؛

هر دو ارزشمند و هر دو در کنار ما؛ یکی مکتوب و دیگری ناطق.

رسول خدا بهمون قول داده که اگر به این دو بچسبید، هیچ وقت راه رو گم نمی‌کنید…

« ایشون فرمودند که همیشه، یکی از فرزندان من کنار شما خواهد بود»

اون همراهتونه، توی تک‌تک لحظات زندگی، تو سختی‌ها، مشکلات، خوشی‌ها، توی وقتایی که نمیدونی باید چی کار کنی.

اون امام زمانته؛ پدری که زنده است، مهربونه و حواسش همیشه به ما هست، حتی وقت هایی که ما به یادش نیستیم .

پیام امام زمان به ما…

خود ایشون به ما پیام دادن که: «من یاد شما رو فراموش نمی‌کنم»

و دل ما به یاد ایشون زنده می‌مونه!

میدونم که آغوش پدرانه‌اش حتی برای فرزندان گناهکار خودش همیشه بازه.

خدا گفته: هر کی از طرف او بیاد، من به طور ویژه جوابش رو میدم.

به خاطر همینه که خوشبختیِ ما با وجود او گره خورده.

کسی که درِ خونه‌ش همیشه بازه.

فقط باید بریم سمتش…

همین الان باهاش صحبت کن!

همین امروز میشه تصمیم گرفت که کنارش باشیم و تنهاش نذاریم.

میدونی یکی از راه های اینکه کنارش باشیم چیه؟

هر لحظه که شد با امام زمانمون صحبت کنیم؛

هر وقتی که به نظرت بهتر بود یا برات ساده‌‌تر بود؛ فرقی نداره

مثل دوستات که باهاشون صحبت میکنی

با زبون مادری خودت باهاش حرف بزن، اول از همه خوبی‌هاش تشکر کن و بعدش از همه خواسته‌هات بگو.

امتحانش کن….